هر چند عجیب به نظر می رسد ، اما در ظاهر پرخاشگرترین افراد،شیرخواران و کودکان هستند به ویژه در سه سالگی پرخاشگری کودک به بیشترین حد می رسد ، شاید به این دلیل که کودکان پرخاشگری خویش را به روش آشکار و مستقیم ابراز می کنند و به روش های غیر مستقیم خوآگاه یا ناخودآگاه برای نمایش آن مجهز نیستند . هر چند عجیب به نظر می رسد ، اما در ظاهر پرخاشگرترین افراد،شیرخواران و کودکان هستند به ویژه در سه سالگی پرخاشگری کودک به بیشترین حد می رسد ، شاید به این دلیل که کودکان پرخاشگری خویش را به روش آشکار و مستقیم ابراز می کنند و به روش های غیر مستقیم خوآگاه یا ناخودآگاه برای نمایش آن مجهز نیستند .


یک ویژگی کودک که با پرخاشگری های او پیوستگی نزدیک دارد ، عبارت است از خودمداری : کودک فقط خود را می بیند و تنها دیدگاه خویش را نسبت به امور می شناسدو در نتیجه تنها آن را درست می داند. برای او عجیب است که دیگران چون او نیندیشند. روشن است که جلوگیری از پرخاشگری ها تنها با زور و قوه قهریه عملی نیست زیرا این خود نقص غرض است. تنها زمانی می توان پرخاشگری را رفع کرد که زمینه آن را از بین برده شود . اگر همچون دوران کودکی به دیگران فرصت گفت و شنود بدهم ، آن گاه در می یابند لزوما همه مردم به یکسان و چون آنان نمی اندیشند و هر یک به دلیلی ممکن است دیدگاهی دیگر داشته باشند . انسان بالغ می کوشد از این تنوع دیدگاه ها به هماهنگی و وحدت دست یابد .

 

در باب پرخاشگری پنج فرضیه وجود دارد :

 

1 ) دیدگاه روان کاوی : اگر غریزه مرگ مهار نشود منجر به انهدام خود می شود مگر اینکه از طریق «والایش» یا «جا به جایی» تغییر کند.

 

2 ) دیدگاه لورنز : پرخاشگری از غریزه جنگ سرچشمه می گیرد که بین انسان و جانوران مشترک است .

 

3 ) دیدگاه سائق برانگیخته : پرخاشگری به طور عمده از موقعیت های بیرونی ریشه می گیرد که منجر به ناکامی شده اند .

 

4 ) پرخاشگری به عنوان رفتار آموخته شده :پرخاشگری هم به علت واکنش های پرخاشگرانه که از راه تجربه کسب شده اند و هم به علت پاداش ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه روی می دهد .

 

5 ) دیدگاه زیست شغلی تکاملی : نظر به اینکه پرخاشگری دارای شالوده زیست شناختی است و از جمله تحریک نواحی گوناگون « هیپوتالاموس » در مغز و افزایش یا کاهش برخی مواد شیمیایی چون سروتونین سبب ایجاد دگرگونی هایی در رفتار پرخاشگرانه می شود . در انسان فعال شدن مکانیسم های پرخاشگری در اختیار کنترل های شناختی و تحت تاثیر مغز است .

 

افراد دچار آسیب مغزی ممکن است در برابر محرکی که به طور طبیعی رفتار پرخاشگری پدید نمی آورد ، واکنش پرخاشگری نشان دهند . در بیماران « روان پریش » بروز پرخاشگری بیش از جمعیت عادی است . در بیماران اسکیزوفرنیک احتمالا پردازش نادرست اطلاعات موجب رفتار پرخاشگرانه می شود .

 

در مبتلایان به شخصیت های « ضد اجتماعی » و « بدبین » هم در اثر مجموعه ای از عوامل زیستی و روانی و اجتماعی ، رفتارهای پرخاشگرانه خیلی بیشتر از مردم عادی است . حال آنکه در شخصیت ها اسکیزوئید ( گوشه گیر ) ، افسرده ، وابسته ، اجتنابی ، وسواسی - اجباری ، رفتارهای پرخاشگرانه آشکار خیلی از جمعیت عادی کمتر است و این افراد اصولا قادر به ابراز خشم و عصبانیت خود نیستند .